تبليغاتX
عمو پورنگ و بچه ها
عمو پورنگ و بچه ها

دست بزنید و شادی کنید امشب شب تولده تو باغ سبز زندگی یه غنچه ی گل باز شده

دوستت دارم عمو جونم 

 عمو پورنگ دوستت داریم از طرف من ونجمه جونم

خدا جونم سلام میخوام باهات حرف بزنم میدونم سر شلوغه وباید به حرف کلی ادم دیگه هم

 

گوش بدی اما میتونی به حرف منم گوش بدی مطمئنم. خدایا خدای گلم خدای خوبم خودت به همه

 

ی بنده هات کمک کن به عمو پورنگم کمک کن خدای خوبم تو که توانایی من همه چیزو اسه

 

اون میخوام خدایا اگه میخوای خوشحالم کنی اونو خوشحال کن خدایا هر غمی داره ازش بگیر

 

بده به من خدا جونم من که کلی غصه دارم  غم های اونم بگیر و باز به این دیوونه بسپار خدایا

 

نکنه ناراحت باشه خدایا کمکش کن خدای گلم یه کاری کن همه ی ارزوهاش بر اورده بشه خدایا

 

یه کاری کن هر چی به صلاحشه بشه خدایا یه کاری کن  بتونه اونقدر خوب بشه که همه رو

 

همه ی طر فداراشو همه ی عاشقاشو و همه ی آدمهارو تو دل قشنگش جابده خدایا یه کاری کن

 

بره بهشت یه کاری کن مادرش  همیشه سالم باشه و هیچوقت ناراحت نباشه خدایا کمکش کن ...

 

+ نوشته شده در ساعت 14:28 توسط دیونه ی عمو |
رد پا
جای پا

خواب دیدم:

خواب دیدم در ساحل با خدا قدم می زنم.بر پهنه ی اسمان صحنه هایی از زندگی ام برق زد.در هر صحنه دو جفت جای  پا روی شن دیدم.یکی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا.

وقتی اخرین صحنه در مقابلم برق زد ،به پشت سر و به جای پاهای روشن نگاه کردم.متوجه شدم که چندین باردر طول مسیر زندگی ام،فقط یک جفت جای پا روی شن بوده است.

همچنین متوجه شدم که این سخت ترین و غمگین ترین دوران زندگی ام بوده است.

این واقعا" برایم ناراحت کننده بودو درباره اش از خدا سوال کردم :

خدایا!تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم،در تمام راه با من خواهی بود،ولی دیدم که در سخت ترین دوران زندگی ام،فقط یک جفت جای پا وجود داشت.نمی فهمم چرا هنگامی که بیش از هر وقت دیگر به تو نیاز داشتم ،مرا تنها گذاشتی .

خدا پاسخ داد:بنده ی بسیار عزیزم ،من در کنارت هستم و هرگز تنهایت نخواهم گذاشت،اگر در ازمون ها و رنج ها،فقط یک جفت جای پا دیدی زمانی بود که تو را در اغوشم حمل می کردم.

+ نوشته شده در ساعت 16:2 توسط دیونه ی عمو |
عاشقتم

اگر توانستی برف را سیاه کنی، پای طلاق را سفید کنی،اتش را ببوسی،۱۰۰۰۰ نفس عمیق در اب بکشی،ان وقت می توانم فراموشت کنم عمو جونم

+ نوشته شده در ساعت 14:50 توسط دیونه ی عمو |
عمو پورنگ در اصفهان
 

یادش بخیر ، سال ۸۴ بود که عمو پورنگ اومده بود اصفهان ، شاید یک هفته ی تمام عمو پورنگ اصفهان بود ومن این یک هفته فقط به میدان امام می رفتم،واقعا" یادش بخیر .

راستی بچه ها جمعه:۱۱/۱۲/ ۱۳۸۵ عمو پورنگ به برنامه ی زنده رود دعوت شده بود وای نمی دونید چه حالی داشتم ،داشتم از خوشحالی می مردم، وقتی ساعت..:۱۱ بود شبکه ی پنج را روشن کردم تا برنامه ی زنده رود را ببینم دیدم برنامه زنده رود از عمو پورنگ وامیر محمد دعوت کرده ، تمام بدنم یخ کرده بود ، رنگم پریده بود،مثل یه مرده بودم که فقط حرکت می کرد،مامانم گفت : معلومه داری از خوشحالی  پر در می یاری ،به مامانم گفتم : مامان دارم از خوشحالی میمیرم ،مامانم گفت : شاید امروز بردمت پیش عمو پورنگ ،وای مامانم که دیگه این حرفو زد دیگه واقعا" داشتم از حال می رفتم.

ساعت۱۲:۵ دقیقه بود که من زنگ زدم بابام و بهش گفتم که بریم عمو پورنگ را ببینیم، پدرم گفت باشه شما اماده شوید تا من بیام.

وقتی پدرم اومد و دیگه داشتیم می رفتیم عمو پورنگ را ببینیم تلفن زنگ زد و من رفتم سریع گوشی رو برداشتم و دیدم بابا بزرگمه و گفت : سریع گوشی رو بده بابات ومن هم سریع رفتم پایین و گوشی رو دادم به پدرم.

بعد که پدرم گوشی رو قطع کرد گفتم چی شده گفت :من باید برم مامان بزرگ حالش خیلی بد شده و نمی تونم تو را ببرم پیش عمو پورنگ.

من هم خیلی ناراحت شدم و رفتم پای تلوزیون تا عمو پورنگ را ببینم و مامانم وبابام رفتند بیمارستان و من نتونستم عمو پورنگ را از نزدیک ببینم

+ نوشته شده در ساعت 14:21 توسط دیونه ی عمو |
زیارت قبول عمو جونم

                                  زیارت قبول عمو جونم

+ نوشته شده در ساعت 13:49 توسط دیونه ی عمو |
عمو پورنگ

این شعر را تقدیم میکنم به عشقم عمو پورنگ:

اسمتو نوشتم:

رفتم تو بارون اسمتو نوشتم                                                          رو شعر مجنون اسمتو نوشتم

من رو گیلاسا اسمتو نوشتم                                                          رو عطر یاسا اسمتو نوشتم

توی کتابم اسمتو نوشتم                                                               مو قع خوابم اسمتو نوشتم

تو خواب رنگی اسمتو نوشتم                                                         به چه قشنگی اسمتو نوشتم

وقت دعا ها اسمتو نوشتم                                                             تنهای تنها اسمتو نوشتم

اسم تو را انقدر رو دل نوشتم                                                         که رفت تو کوچه های سرنوشتم

بازم همین یه شعر عاشقونه                                                         برای عشق تو شده بهونه

دلم یه جوری عاشق چشاته                                                         که وقتی نیستی ام بدون باهاته

چشای تو یه جوری شاعرم کرد                                                       و تا ابد مرغ مها جرم کرد

اینو می دونن توی دنیا همه                                                           که هر چی از تو بنویسم کمه

خلاصه ی تمو م شعرو حرفام                                                           بدون چشمای تو خیلی تنهام

عاشقونه میپرستیمت از طرف من و نجمه جونم

+ نوشته شده در ساعت 13:1 توسط دیونه ی عمو |
بازي با بچه ها
+ نوشته شده در ساعت 12:3 توسط دیونه ی عمو |
نجمه عاشقتم
من یه دوست دارم که حاضرم واسش بمیرم ولی اون هرگز نمی دونه که من چقدر دوستش دارم و حاضرم جونمو بدم تا یه خار کوچیک داخل دستش نره،حاضرم هر جا بره به خاطرش گریه کنم بگم محتاجتم و می خوام به شونه هات تکیه کنم ،حاضرم دنیا را هم بدم تا فقط یه بار نگاش کنم اره اون هم عاشق عمو پورنگ ، خیلی دوستش داره اون کسی نیست جز نجمه ی خودم .

نجمه خیلی دوستت دارم درکم کن خواهش می کنم از طرف یه دیونه به نام شیوا

+ نوشته شده در ساعت 18:30 توسط دیونه ی عمو |
شاید کم باشه
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی  خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

 خیلی  خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

دوستت دارم شاید این خیلی ها کم باشه ولی امیدوارم عمو جونم درکم کنید

+ نوشته شده در ساعت 16:2 توسط دیونه ی عمو |
عمو پورنگ دوستت دارم بی انکه بدانی
به نام یگانه حامی پرستو های بی اشیانه

عمو پورنگم سلام

اغلب دلم برایت تنگ می شود وهر لحظه یکبار تنفست می کنم ،جای تعجب نیست که یک دیوانه  دارد با شما حرف می زند ،خودتان قضاوت کنید که اول دیوانه نبود وحالا خوشحال است که شما دیوانه اش کردید،وحالا همچنان دیوانه ی شما مجنون است و زنده.

عمو پورنگ چقد باید بنویسم دوستت دارم ،چقدر باید دلم بشکنه ،چقدر باید صبر کنم ،دیگه حتی صبر هم از رو بردم،ای کاش یه کسی بود که منو درک کنه، عمو اگه فقط توی دنیا قرار بود جای یه چیز دیگه باشم دوست داشتم جای اشک شما باشم که بر چشمانت جاری شوم وبه صورتت بوسه بزنم وبر لبانت بمیرم اون وقت شاید دیگه هیچ ارزویی نداشتم.

 

+ نوشته شده در ساعت 15:32 توسط دیونه ی عمو |
قلب شکسته

 

نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد.

بهش گفتم: كمك نمي خواي؟
گفت نه.
گفتم: خسته مي شي بذارخوب كمكت كنم ديگه
گفت: نه خودم جمع مي كنم
گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟بد جوري شكسته معلوم نيست چيه؟
نگاه معني داري كرد و گفت

.....:قلبم. اين تيكه هاي قلب منه كه شكسته. خودم بايد جمعش كنم...

بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق؟آدماي اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن. وقتي مي خواي يه دل پاك و بي ريا رو به دستشون بسپري هنوز تو دستشون نگرفته ميندازنش زمين و مي شكوننش
ميخوام تيكه ها ش رو بسپرم به دست صاحب اصليش اون دل داري خوب بلده
ميخوام بدم بهش بلكه اين قلب شكسته خوب شه.آخه مي دوني اون خودش گفته كه قلبهاي شكسته رو خيلي دوست داره
تيكه هاي شكسته ي قلبش رو جمع كرد و يواش يواش ازم دور شد. و من توي اين فكر كه چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم موندم
دلم مي خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو مي سپردي دست هر كسي؟
انگاري فهميد تو دلم چي گفتم. بر گشت و گفت: دلم رو به دست هر كسي نسپردم اون براي من هر كسي نبود. گفت و اين بار رفت سمت دريا
سهمش از تنهايي هاش دريايي بود كه رازدارش بود...

 

+ نوشته شده در ساعت 14:10 توسط دیونه ی عمو |
می ترسم

مي ترسم برف تمام شود

و شاپرك ها نيايند

مي ترسم بهار بدون پروانه و پرستو بيايد

مي ترسم يادم برود كتاب شعرم را از زير باران بردارم

مي ترسم نخستين شكوفه ها غافلگيرم كنند

و نسيم زيبايي كه از شمال مي وزد مراا از تو غافل كند

نمي خواهم بي تو ياسها را ببويم

مي ترسم برف تمام شود و هيچكس قلبم را براي تو معنا نكند

مي ترسم برف تمام شود و حرف من تمام نشود

و كلمه هايم يخ زنند

و هرگز نتوانم بگویم.....

 دوستت دارم

 

+ نوشته شده در ساعت 14:8 توسط دیونه ی عمو |
ای کسانی که

ای کسانیکه تابوت مرا به دوش می کشید بر روی تابوتم پارچه ی سیاهی بکشید تا همگان بدانند که در این دنیا سیاه بخت بودم.

چشمهایم را باز بگذارید تا همگان بدانند که چشم انتظار بوده ام.

دستهایم را باز بگذارید تا همگان بدانند که آرزو به دل از این دنیا رفتم.

تکه یخی بر روی قلبم بگذارید تا با اولین تابش خورشید ٬ عشق را بنگرم.

بگویید دو دستها و پاهای مرا ببندند تا همگان بدانند که:

                                                            که اسیر بوده ام.

عمو پورنگ دیونتم درکم کن

+ نوشته شده در ساعت 14:6 توسط دیونه ی عمو |

 

+ نوشته شده در ساعت 13:9 توسط دیونه ی عمو |
سلام

به نام انکه مهر عمو پورنگ را در دلم افکند

سلامم را می نویسم که زحمت گشودن لبهایت برای پاسخش را نبینم، نکنه لبهای نازنینت را برای پاسخ به سلامم از هم بگشایی،فدایت شوم همین که ته دلت چیزی مثل پاسخ تکان بخورد برایم کافی ست. پیشکش به عمو پورنگم و کسانی که در این وبلاگ تشریف اوردند.

فقط نظر یادت نره عزیزان

     

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش                                                  مهمی

 اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد سمتت بدون براش                                                  عزیزی

 

اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش                                              قشنگی

 

اگه یکی رودیدی وقتی داری گریه می کنی برمی گرده ومیادباهات اشک میریزه بدون

                                                     دوست داره

 

 اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون                                                  عاشقته

 

 اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون                                                  دیوونته

 

اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه

                                                       چی بودی

 

اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدونه تو

                                                       می میره

 

اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون بدون تو

                                                        مرده

 

اگه یکی رو دیدی که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو

                                                       مرده

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در ساعت 11:29 توسط دیونه ی عمو |

آموزش وبلاگ نويسي

آموزش جاوااسكريپت

كدهاي جاوااسكريپت

ترفندهاي ويندوز

لينك

لينك

لينك

لينك

لينك

لينك

لينك

عمو جونم تا اخر عمرم دوستت دارم